وبنوشت حجت الاسلام مهدي يوسفيان
مهدی بلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

1- روزه و تقوا

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ».[1]

اى كسانى كه ايمان آورده ايد، روزه بر شما مقرر شده است، همان گونه كه بر كسانى كه پيش از شما [بودند] مقرر شده بود، باشد كه پرهيزگارى كنيد.

* پذیرش دین یعنی باور و اعتقاد پیدا کردن به خداوند.

* باورها و اعتقادات یک سری رفتارهایی را می طلبد یعنی یک رابطه حقیقی بین باور رفتار وجود دارد.

این رفتارها در اصطلاحات دینی به عنوان «عبادت» شناخته می شود. عبادت از ریشه «عَبَدَ» بوده و با عبودیت و بندگی مرتبط است.

نتیجه سخن این است که انسانی که دین الهی را می پذیرد یعنی باور دارد به وجود خدا و معارف و اعتقاداتی که از طرف خداوند به عنوان اساس و شالوده دین اعلام شده است. این انسان با این پذیرش، عبد بودن خود نسبت به خدا را پذیرفته و در راستای بندگی خدا، اطاعت و امتثال اوامر و خواسته های او را لازم دانسته و بدان عمل می کند. لذا عبادت کردن نشانه بندگی خدا کردن است. و این عبادت باعث تقویت روح بندگی در انسان می شود.

* بازخورد و نتیجه این عبادت و از جمله آنها روزه، که در این آیه شریفه به آن تصریح شده است این که آدمی حرمت جایگاه الهی و مولویّت رب را حفظ کند و با رعایت حریم ربوبی از کارهایی که خداوند آنها را ناپسند و دور از شأن انسان دانسته، دوری کند.

«وَ أَنَّ هذا صِراطي‏ مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ».[2]

و [بدانيد] اين است راه راست من پس، از آن پيروى كنيد. و از راه ها [ى ديگر] كه شما را از راه وى پراكنده مى سازد پيروى مكنيد. اينهاست كه [خدا] شما را به آن سفارش كرده است، باشد كه به تقوا گراييد.

بنابر این، نتیجه روزه که همان امساک و خودداری است تقوای الهی، حفظ حریم او و پرهیز از سخطش می باشد.

2- تقوا و امام

«يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ كُونُواْ مَعَ الصَّادِقِين».[3]

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، و با صادقان باشيد!

* خطاب این آیه به مؤمنین است. مؤمن در فرهنگ قرآن بالاتر از مسلمان بوده و به کسی گفته می شود که از مرحله زبان فراتر رفته و ایمان به خدا و اطاعت او را با قلب و جانش باور کرده است.

خداوند می فرماید: «عرب هاى باديه نشين گفتند: «ايمان آورده ايم» بگو: «شما ايمان نياورده ايد، ولى بگوييد اسلام آورده ايم، امّا هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است! و اگر از خدا و رسولش اطاعت كنيد، چيزى از پاداش كارهاى شما را فروگذار نمى كند، خداوند، آمرزنده مهربان است.».[4]

این مؤمن را خداوند مورد خطاب به تقوا و همراهی با صادقین قرار داده است.

* مراد از صادقین در آیه گروهی ویژه از مؤمنان هستند که از بقیه بسیار والاتر و بالاتر هستند. اینان کسانی هستند که خداوند عنوان صادقین را به آنان عنایت کرده و دستور همراهی مطلق سایر مؤمنین را با آنان صادر کرده است.

همراهی مطلق با این گروه ممتاز بیانگر آن است که باورها و رفتار اینان از هر حیث مورد تأیید و پذیرش خداوند بوده و کوچکترین انحرافی در ایشان راه ندارد. در اصطلاح به اینگونه افراد «معصوم» گفته می شود.

بسیاری از مفسرین شیعه بر اساس مفاد این آیه عصمتِ صادقین را نیز ثابت کرده اند،[5]

* معصومان افرادی هستند که فقط خداوند آنها را می شناسد و توسط وحی و به وسیله پیامبر خویش آنان را معرفی می کند. اینان کسانی هستند که طبق آیه شریفه باید با آنان همراهی کرد. لذا اینان پیشوایانی خواهند بود که پس از پیامبر باید از ایشان اطاعت شود.

عموم مفسران شیعه و اهل سنت با توجه به لفظ «مع» گفته اند مراد از آیه این است که باید به صادقین اقتدا کرده و از آنها پیروی نمود.[6]

در اصطلاح به این افراد «امام» گفته می شود و چون از طرف خداوند هستند «حجت خدا» نیز به آنان اطلاق می شود.

پس از این آیه استفاده می شود باید مؤمن تقوا داشته باشد و در راستای تقوا و امتثال امر خدا با صادقین یعنی امامان همراه باشد و از آنان پیروی کند.

* چون دستورات قرآن برای همه زمان ها بوده و هر انسانی در هر زمانی را مورد خطاب قرار می دهد لذا باید در هر زمانی پیشوای صادق و امام معصومی باشد که مردم از او پیروی کنند.

امام فخر رازی در تحلیل آیه می گوید: آيه، دليل بر اين است که هر کس جايز الخطاست، بايد پيرو کسي باشد که معصوم است؛ تا او را از خطا باز دارد و معصومان، همان افرادي هستند که خدا، آنها را «صادقين» ناميده است. و اين معنا، مخصوص زماني نبوده، بلکه براي همة زمان ها است؛ پس بايد در هر زمان، معصومِ از خطايي باشد. البته چون فرد معصوم نداریم پس اجماع امت از خطا مصون است و باید آن را تبعیت و همراهی نمود.[7]

مرحوم مجلسی در تبیین کلام مرحوم خواجه طوسی می گوید: خداوند همه مؤمنین را امر کرده است تا با صادقین باشند؛ و روشن است که مراد از همراهی، بودن با اجسامشان نیست بلکه متابعت آنها در عقاید و اقوال و افعالشان است. و معلوم است که خدا امر به متابعت از کسی که فسق و معاصی از او سر بزند نمی کند با آنکه نهی از آنها کرده است. پس باید معصومانی باشند که هیچ خطایی نکنند تا متابعت از آنها در همه امور واجب باشد؛ و اجماع امت است که خطابات قرآن برای همه زمان ها است؛ پس باید در هر زمان معصومی باشد.[8]

نتیجه این که ماه رمضان ماه کسب تقوا است و نتیجه تقوا این است که انسان با امام خویش آشنا شده و او را همراهی کرده و از او متابعت کند. لذا روزه ای که ما می گیریم باید ما را به امام زمان نزدیک تر کند و باعث شود به گونه ای رفتار کنیم که مورد رضایت او باشد و زمینه یاری او را در وجود خود فراهم تر کنیم.



[1]. بقره/183

[2]. انعام/153.

[3]. توبه/119.

[4]. حجرات/14.

[5]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، ج‏8، ص181؛ طيب، سيد عبد الحسين، أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏6، ص330؛ حسينى همدانى، سيد محمد حسين، انوار درخشان، ج‏8، ص136؛ حسينى استرآبادى، سيد شرف الدين على، تأويل الآيات الظاهرة، ص217

[6]. شيخ مفيد، تفسير القرآن المجيد، ص275؛ طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج5، ص122؛ علامه طباطبایی، سید محمد حسین، الميزان في تفسير القرآن، ج‏9، ص402؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، ج‏8، ص179؛ سبزوارى نجفى، محمد بن حبيب الله، إرشاد الأذهان إلى تفسير القرآن، ص211؛ حسينى استرآبادى، سيد شرف الدين على، تأويل الآيات الظاهرة، ص217؛ طيب، سيد عبد الحسين، أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏6، ص329؛ حسينى همدانى، سيد محمد حسين، انوار درخشان، ج‏8، ص136؛ تفاسیر اهل سنت: جصاص، احمد بن على، أحكام القرآن، ج‏4، ص371؛ فخرالدين رازى، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتيح الغيب، ج‏16، ص166؛ ثعلبى نيشابورى، ابو اسحاق احمد بن ابراهيم، الكشف و البيان عن تفسير القرآن، ج‏5، ص108؛ قرطبى، محمد بن احمد، الجامع لأحكام القرآن، ج‏8، ص288؛ بيضاوى، عبدالله بن عمر، أنوار التنزيل و أسرار التأويل، ج‏3، ص101؛ اندلسى، ابو حيان محمد بن يوسف، البحر المحيط في التفسير، ج‏5، ص521؛ نيشابورى، نظام الدين حسن بن محمد، تفسير غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج‏3، ص542؛ ثعالبى، عبدالرحمن بن محمد، جواهر الحسان في تفسير القرآن، ج‏3، ص225؛ بغدادى، علاء الدين على بن محمد، لباب التأويل في معاني التنزيل، ج‏2، ص419؛ ابن عطيه اندلسى، عبدالحق بن غالب، المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز، ج‏3، ص94؛ درويش محيى الدين، إعراب القرآن و بيانه، ج‏4، ص192.

[7]. مفاتيح الغيب، ج‏16، ص167.

[8]. بحار الأنوار، ج‏24، ص34. همچنین رک: علامه مجلسی، حق اليقين، ص52.



...

طبقه بندی: بدون دسته
نوشته شده در تاریخ یکشنبه پانزدهم تیر 1393 توسط مهدی یوسفیان | یک نظر
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin
قالب وبلاگ