وبنوشت حجت الاسلام مهدي يوسفيان
مهدی بلاگ

مرد با صدای الله اکبر بیرون پرید، سرش را به دیوار می کوبید و فریاد می زد: بچه ها فرار کنید!خمپاره زدند، نایستید. زخمی ها کمک لازم دارند، الله اکبر! حاجی! کمک می خواهیم .

در آن سوی دیوارها یکی گفت: باز این دیوانه شروع کرد. من نمی دانم این دکترها چه کار می کنند؟ دیگری گفت: آه...ممکن است بچه ام بیدار شود، این دیوانه آرامش ما را سلب کرده است.

اما در جلوی یک در، زنی با چشمان گریان به شوهرش که ذره ذره می سوخت و می شکست، نگاه می کرد و به یاد آن روزها می افتاد که او با شتاب به سوی جبهه می رفت و می گفت: این مردم آرامش می خواهند و وظیفه ماست که این آرامش را بیاوریم.



...

طبقه بندی: بدون دسته
نوشته شده در تاریخ یکشنبه نهم مهر 1391 توسط مهدی یوسفیان | 2 نظر
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin
قالب وبلاگ