وبنوشت حجت الاسلام مهدي يوسفيان
مهدی بلاگ

بعضى از موثقين اهل علم در نجف اشرف نقل كردند از مرحوم عالم زاهد شيخ حسين بن شيخ مشكور كه فرمود در عالم رويا ديدم در حرم مطهر حضرت سيدالشهدا (علیه السلام) مشرف هستم و يك نفر جوان عرب وارد حرم شد و با لبخند به آن حضرت سلام كرد و حضرت هم با لبخند جوابش را دادند. فردا شب كه شب جمعه بود به حرم مطهر مشرف شدم و در گوشه اى از حرم توقف كردم، ناگاه همان عرب را كه در خواب ديده بودم وارد حرم شد و چون مقابل ضريح مقدس رسيد با لبخند به آن حضرت سلام كرد ولى حضرت سيدالشهدا (علیه السلام) را نديدم، و مراقب آن بودم تا از حرم خارج شد. عقبش رفتم و سبب لبخندش را به امام (علیه السلام) پرسيدم و تفصيل خواب خود را برايش نقل كردم و گفتم: چه كرده اى كه امام (علیه السلام) با لبخند به تو جواب مى دهد؟ گفت مرا پدر و مادر پيرى است و در چند فرسخى كربلا ساكن هستيم و شبهاى جمعه كه براى زيارت مى آيم يك هفته پدرم را سوار بر الاغ كرده مى آوردم و هفته ديگر ماردم را مى آوردم؛ تا اين كه شب جمعه اى كه نوبت پدرم بود چون او را سوار كردم مادرم گريه كرد و گفت : مرا هم بايد ببرى شايد هفته ديگر زنده نباشم. گفتم : باران مى بارد هوا سرد است مشكل است نپذيرفت ناچار پدر را سوار كردم و مادر را به دوش كشيدم و با زحمت بسيار آنها را به حرم رسانيدم و چون در آن حالت با پدر و مادر وارد حرم شدم حضرت سيدالشهداء را ديدم و سلام كردم آن بزرگوار به رويم لبخند زد و جوابم را داد و از آن وقت تا به حال هر شب جمعه كه مشرف مى شوم حضرت را مى بينم و با تبسم جوابم را مى دهد. از اين داستان دانسته ميشود چيزى كه شخص را مورد عنايت بزرگان دين قرار مى دهد و رضايت آنها را جلب مى كند صدق و اخلاق و محبت ورزى و خدمتگزارى به اهل ايمان خصوصا والدين و بالاخص زوار قبر حضرت ابى عبدالله صلوات الله عليه است .

(کتاب چهل داستان، اکبر ظاهری)



...

طبقه بندی: بدون دسته
نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 توسط مهدی یوسفیان | بدون نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

ایام محرم و شهادت خامس آل عبا روزهای حزن و ماتم تسلیت باد.

بارها آرزو کردم و در زیارت نامه ها خواندم که ای کاش من هم در کربلا بودم و در خیمه امام حسین علیه السلام حضور داشته و جانم را فدای او می کردم. هر چند گاهی از خود می پرسیدم آیا اگر در کربلا بودی واقعا امام را یاری می کردی و یا مانند برخی از دنیا زدگان امام را تنها می گذاشتی؟

امسال این مطلب بیشتر توجهم را به خود جلب کرد. به راستی آیا من در خیمه امام می بودم یا نه؟ پاسخ به این سؤال مشکل است. تا اینکه اینگونه جواب دادم:

اگر الان در خیمه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشی در واقعه کربلا و عاشورا نیز در خیمه امام حسین علیه السلام حاضر بودی.

اما چگونه احساس کنم در خیمه امام مهدی علیه السلام هستم؟

پاسخ این سؤال را نیز اینگونه به خود دادم:

اگر مانند مردم کوفه، مسلم نماینده امام را تنها نگذاری و واقعا همراه نایب امامت باشی قطعا در خیمه امام حضور داری.



...

طبقه بندی: بدون دسته
نوشته شده در تاریخ شنبه نوزدهم آذر 1390 توسط مهدی یوسفیان | یک نظر
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin
قالب وبلاگ